پوشاک پاییزه!



پوشاک پاییزه دیجیکالا


پوشاک پاییزه!



پوشاک پاییزه دیجیکالا
خلاصه مقالات دیدگاههای ستیر، مینوچین ، بوون ، میلان ، جی هیلی - مثبت گرا
X
تبلیغات
زولا
خلاصه مقالات دیدگاههای ستیر، مینوچین ، بوون ، میلان ، جی هیلی"

1-              ویرجینیا ستیر:
خلاصه:
ستیردر مزرعه ای در ویسکانسین به دنیا آمد (1988- 1916) از دیگران متفاوت بود در سه سالگی خواندن را آغاز کرد (سیمون، 1989). او در دوران کودکی بیشتر اوقات مریض احوال بود. دانش آموز خوبی بود. هدف اولیه او این بودٰ معلم شود. وقتی این کودک غول پیکر، بدقواره و مریض احوال بزرگ شد، از تجربه خود به عنوان یک آدم بیگانه نسبت به دیگران ناگهان حساسیت پیدا کرد (سیمون، 1989) این حالت سرانجام او را از پیشه معلمی در کلاس به سمت مددکاری اجتماعی با خانواده ها سوق داد.
مقدمه:

ستیر در سال 1851 در شیکاگو به عنوان مددکار اجتماعی وارد کار خصوصی شد. کار بی نظیر او زمانی روی زبان ها افتاد که با یک بیمار زن جوان مبتلا به اسکیزوفرنی کار می کرد، مادر آن زن از دست ستیر به دادگاه شکایت کرد، اما ستیر به جای گرفتن حالت تدافعی از مادر دعوت کرد که به درمان بپیوندد، سپس از پدر و پسر ارشد خانواده خواست که به جلسه درمان بیایند که تعادل خانوادگی بدست آید.
ستیر تحت تاثیر کارموری بوون و دان جکسون با خانواده های اسکیزوفرنیک قرار گرفت. براساس نظریه ستیر: انسانها دارای پتانسیل رشد و تکامل هستند (سیمونٰ 1989). ستیر را به عنوان استاد ارتباط و مبدع نظریه ارتباطات خانوادگی می شناسند.
  

 پالایش روانی :این فن که بیشتر توسط ویرجینیا ستیر به کار برده شده تاکید دارد که خانواده های آشفته باید ارتباط روشنی بر قرار کنند  واحساسات خود را مستقیما منتقل کنند  واگر نتوانند احساسات خود را بیان کنند حتما مقررات گنگی برای بر قراری رابطه دارند  .ستیر روی این موضوع تاکید دارد که باید به خانواده ها کمک کرد تا عواطف خود را نشان دهند و مقرراتی را  که مانع برقراری رابطه در سطح عاطفی می شود تغییر دهند درمانگرطرفدار ستیردر مانجویان را ترقیب می کند تا احساسات خود را مستقیما ابراز کنند درمانگر ، درمانجویان را ترقیب می کند  که به جای اینکه احساس ثانویه ای مثل ،خشم یا حسد را انتقال دهند احساس اولیه ی رنجش را ابراز کنند احساسی مانند خشم برای خانواده ها مضر در حالی که احساس رنجش به خانواده کمک می کند تا مقررات حمایت کننده وهمدلانه ای برای  بر قرار کردن رابطه وضع کنند

اگرچه خانم ستیر در رابطه با خاانواده ها فعال ورهنمودی بود ولی بر اهمیت همدلی توجه مثبت وصداقت در سیستمهای خانواده تاکید داشت . درمانگر باید طوری رابطه بر قرار سازد که به ایجاد نوعی ارتباط مفید وکار آمد کمک کند . ارتباط مفید به جوی نیاز دارد که بتوان در باره هر چیزی بحث کرد ، هر چیزی را پرورش داد وهیچ چیزی در ان وجود نداشته باشد که فرد را عقب نگه دارد این موقعیت درمانی را  زمانی می توان در خانواده ها به وجود آ ورد که درمانگر بتواند با هر یک از اعضای خانواده همدلانه ، دلسوزانه و همنوا رابطه بر قرا رکنند درمانگر به جای اینکه بی رهنمود باشد باید فورا به اعضای خانواده رهنمود دهد وانها را به سمت احساساتی که در ارتباطهای نامناسبشان حذف شده اند هدایت کنند .هی لی بر جنبه دستوری یا قدرتی ارتباط تمرکز می کند در این حالت مساله این است که چه کسی بر رفتار دیگران حاکم است و تعیین می کند چه نوع رابطه ای باید داشته باشد . چون در هر رابطه ای این مسا له که چه کسی رابطه را اداره می کند ،بسیار مهم است برای رابطه درمانی هم مساله بسیار باهمییتی است دادن رهنمود ها وسیله ای است که درمانگران از طریق آنها می توانند مقررات رابطه را در خانواده ها تغییر دهند . رهنمودها وظیفه ی تعمیق رابطه بین درمانگر وخانواده را بر عهده دارد . درمانگر با گفتن این که افراد چه کاری باید انجام دهند در اعمال آنها در گیر شده وبرای آنها فرد با اهمیتی می شود

·         برجستگی کار ویرجینیا ستیر، افزایش عزت نفس افراد در خانواده به منظور ایجاد و تغییر در نظام میان فردی آنهاست. او بین عزت نفس و ارتباط، یک همبستگی مستقیم یافته است و عزت نفس پایین را با ارتباط ضعیف همخوان و هم پیوند می داند. او خانواده را یک نظام کل نگر
می داند. نقشها اثرهای عمده ای بر کارایی موثر خانواده از طریق نفوذ قواعد، فرایندهای ارتباطی و پاسخ به فشارهای روانی دارند. هنگامی که اعضای خانواده از همۀ رویدادهایی که در زمان حال تجربه می کنند، آگاه شوند. می توانند هم به عنوان فرد و هم به عنوان خانواده رشد کنند. هدف اصلی، یکی سازی رشد هریک از اعضای خانواده با یک پارچگی و سلامت نظام خانواده است (کارسون و همکاران، ترجمه نوابی نژاد، 1384).
جایگاه محوری ویرجینیا ستیر در تاریخ جنبش خانواده درمانی موضع بی همتایی دارد ، چونکه تنها زن و یگانه مددکار اجتماعی است که در میان روانپزشکان مذکر سفید پوست به چشم می خورد . در واقع ، شاید او از اکثر همتایان مذکرش زودتر به کار با خانواده ها پرداخته باشد .
ستیر به همراه آکرمن معمولاً در زمره اولین و پرجاذبه ترین رهبران این حوزه به شمار می آید ، با اینکه ستیر به خاطر پیوند آغازینش با MRI طرفدار رویکرد پیام رسانی جلوه می کرد ، کارش در اسالن که مرکزی رشدنگر بود ، او تشویق کرد تا چهارچوب انسان گرا را به رویکرد خویش اضافه کند و شماری از فنون رشد افزا (مثلاً آگاهی حسی ، رقص ماساژ ، و فنون رویارویی گروهی ) را به منظور تحریک احساسها و تصریح الگوهای پیام رسانی خانواده به کار گیرد . ستر (1986) در آخرین تالیفش رویکرد خود را « الگوی فرایند اعتبار یابی انسان » نامید ؛ در این رویکرد ، درمانگر و خانواده نیروی خود را به هم درمی آمیزند تا فرایند ذاتی افزایش سلامت روان را در خانواده به تحریک درآورند .
ستیر خانواده را یک نظام متوازن می دانست . مخصوصاً او مایل بود « بهایی » را که نظام برای حفظ توازن کلی آن واحد «می پردازد» تعیین می کند ؛ یعنی ، او نشانه های اختلال در هر عضو را علامتی دال بر وقفه رشد و کمال می داند که برای نظام خانوادگی ارزش تعادلی دارد ، چرا که خانواده باید این انسداد و تحریف رشد را به شکلی در تمامی اعضای آن به وجود آورد تا توازن آن حفظ شود .
عامل مهم دیگر در رشد و کمال فرد عبارت است از مثلث روان ، بدن ،و احساس . قسمتهای بدن غالبا از معنایی استعاری برخوردارند ، هر قسمت معمولا ارزشی مثبت یا منفی دارد که صاحبش ارزش آن را تعیین می کند . برخی محبوب هستند ، سایر قسمتها نامحبوب اند ، و برخی را نیز باید تحریک کرد . ستیز با استفاده از عملی که آن را ضیافت اندامها می نامند ، درمانجو را ترغیب می کند تا از این اجزا آگاهی یافته و یاد بگیرد که از آن ها « به شیوه هماهنگ و یکپارچه » استفاده کند (گلدنبرگ ، 1385-193-195 )

نتیجه گیری:

ویرجینیا ستیر ،خانواده درمانی یکپارچه ، مدل فرایند تایید انسان (رویکرد تجربی )را بوجود آورد که بر ارتباط و تجربه کردن هیجانی تاکید دارد .او از طریق مجسمه سازی و باز سازی خانواده سعی داشت الگوهای خانواده را به زندگی زمان حال منتقل کند . ستیر در طول عمر خود به عنوان خانواده درمانگر ،شهرت بین المللی کسب کرد و مداخلات نو آوری را به وجود آورد.او بسیار شهودی بود و اعتقاد داشت که بر انگیختگی ،خلاقیت،شوخ طبعی ،خود افشاگری ،مخاطه جویی و تماس شخصی برای خانواده درمانی ضروری هستند.او اعتقاد داشت که فنون نسبت به روابط درجه  دوم هستند ،و روی رابطه فردی بین درمان گر و خانواده برای دستیابی به تغییر تمرکز کرد

2-دیدگاه ساختاری سالوادر مینوچین:

خلاصه:

سالوادر مینوچین در دهۀ 1960 از طریق کار کردن با پسران بزهکار خانواده های فقیر در مدرسه ویلتویک واقع در نیویورک ،خانواده درمانی ساختاری را بوجود آورد .مینوچین در اثر کار کردن با همکارانش در کلینیک راهنمایی کودک فیلادلفیا در دهۀ 1970 ،نظریه و کاربست خانواده درمانی ساختاری را اصلاح کرد

مقدمه:

.درمان گر با تمرکز کردن روی ساختار یا سازمان خانواده ، به خانواده کمک می کند تا الگوهای کلیشه ای خود را تعدیل کند و در روابط بین اعضای خانواده باز نگری نمایید .او معتقد بود قبل از اینکه نشانه های  اعضای خانواده را بتوان کاهش داد یا برطرف کرد ، باید تغییرات ساختاری در خانواده روی دهند .در این رویکرد درمانگربیشتر کارها را انجام می دهد و درمانگر فعال است درمانگر باید از ساختار و مقررات حاکم بر خانواده خاص مطلع شود.توجه درمانگر بر اینجا و اکنون متمرکز است (پروچسکا .نورکراس.ترجمه سید محمدی1385)
به طور اخص ، سادگی این نظریه درباره سازمان خانواده ، همراه با پژوهشهای مستند و رویکردهای خاص مداخله درمانی که سالوادور میتوچین و همکاران وی کرده اند ، باعث شده است که گروه کثیری از خانواده درمانگران طرفدار نظریه سیستمها ، دیدگاه ساختاری را انتخاب کنند .
خانواده درمانی ساخت نگر به خاطر تأکید بر بافت خانواده در پدیدایی مسائل و همچنین یافتن راه حلهای درمان آن مشکلات با رویکردهای دیگر نظامهای خانواده وجه اشتراک دارد با وجود این کاربرد استعارهای فضایی و سازمانی آن چه از لحاظ توصیف مشکلات و شناسایی راه حلها چه از لحاظ تأکید بر رهنمودها و دستورات مستقیم و فعال درمانگر باعث منحصر به فرد بودن این رویکرد می شود .

·         نظریه پردازان ساخت نگر بر : 1) کلیت نظام خانواده ، 2) تاثیر سازمانی مرتبه ای خانواده            3) کارکرد به هم پیوسته ی نظام های فرعی آن تاکید دارند و آنها را تعیین کننده ی اصلی بهزیستی اعضا می داند . اولین هدف درمانگران ساختاری عبارت است از تلاش فعالانه برای تغییر سازمان در خانواده ی بدکار و تصورشان بر این است که تغییرات رفتاری فردی و همچنین کاهش نشانه ها ، به دنبال تغییر بستر تبادلات خانواده حادث خواهند شد .
وقتی نقش درمانگر ساختاری آن است که شخصاً عامل تغییر باشند ، فعالانه با کل خانواده درگیر شود چالش هایی به راه اندازد که تغییرات انطباقی را به وجودمی آورند و هرگاه اعضای خانواده بکوشند که با پیامدهای حاصله کنار آیند آنها را حمایت و رهبری کند .       (گلدنبرگ 1385 ، 233-234)

. مفاهیم کلیدی: این رویکرد شامل سلسله مراتب قدرت ،. رویکرد ساختاری برخلافرویکرد تاریخی بر بافت کنونی خانواده و زناشویی تأکید دارد . نشانه ها در بافت رشدیعنوان تعارضها در چرخه در حال تکامل زندگی تلقی می شوند . با چنین برداشتیپریشانی زناشویی از طریق نظام زناشویی حفظ می شود و رهایی از آن نیازمند تجدید خانواده است . 
ساختار خانواده شامل مجموعه ای از تبادلهایاین تبادلها تعیین می کند که چگونه اعضای خانواده با یکدیگر مرتبطند.

این ارتباطها ممکن است کلامی یا غیر کلامی ، شناخته شده یا . ناشناخته شده باشد.تبادلها رفتار را به دو طریق نظم می دهد:
الف ) سلسله مراتب قدرت وجود دارد که قدرت و تصمیم گیری در خانواده را معین می کند
ب ) چشم داشتهای مشترک که با مذاکره ها و در طی زمان شکل

می گیرد و به وسیله افراد در خانواده تعیین و به اجرا در می آید  نوابی نژاد ، 1380) .
اجزای تشکیل ساختار خانواده که برای تکالیف گوناگون وجود« زیر منظومه » نامیده می شود .
مهمترین زیرمنظومه ها عبارتندزیرمنظومه های زن وشوهر-والدوخواهروبرادر. مرزهای موجود در زیرمنظومه بهمجموعه وسیله ای از قواعد مشخص شده است که نحوه مشارکت افراد در زیرمنظومه را تعریف میکند .
سه نوع مرز در یک پیوستار وجود دارد :
مرزهای مشخص:.

. مرزهای سخت و غیر قابل نفوذ
). مرزهای پراکنده یا نامتمایز ( نوابی نژاد ، 1380
بحث و  نتیجه گیری:

بنابراین هدف از درمان ساختاری ، بازسازی ساختار است تابرخورد شایسته با آن دسته از تکالیف زندگی که در زمان خاصی جلوه گر می شوند میسرگردد . راههای دستیابی به این هدف عبارت است از بررسی قدرت در درون گروه دو عضوی وقادر ساختن شرکت کنندگان بطور جداگانه و زن و شوهر با اتفاق به تعامل با یکدیگر ازطریق سبکهای پیشرفته ارتباط و نیز یررسی موازینی که تعیین کننده رفتار و پاسخهایآنهاست . روش درمانی

عمده این رویکرد ، الحاق ، بازسا زی واز نو قاب گیری و از نو

نام گذاری است،

 

3 - خانواده درمانی گسترده بوئن:

خلاصه:

موری بوون ونظریه سیستم های خانواده او نقطه شروع مطالعه  خانواده نوع بشرو درمان خانواده است یکی ازپیشگامان درنهضت خانواده بوون بود که نظریه عملکرد انسان را شکل دادکه بر استعداد مورثی  انسان ها برای رشد و تغییر تاکید میکرد  مطالعات بوون برای همیشه شیوه ی تفکر مارادرموردانسان ها تغییرداد همانگونه داروین چشم انداز مارادرموردتحول تغییر  داد.نظریه ی او باویژگی های :ظریف .کامل. رادیکال. جامع .عقلانی.پیشگام.تاثیرگذاروجهش مفهومی آراسته شده است .

اوبه عنوان یکی از نظریه پردازان برجسته در زمینه خانواده درمانی  و بنیانگذار خانواده درمانی  مشهور است.

مقدمه:

موری بوون ، یکی از طراحان خانواده درمانی بود .بخش عمده ه ای از نظریه و کاربست او از کار با افراد اسکیزوفرنیک در خانواده ها بوجود آمد .او معتقد بود زمانی می توان خانواده ها را بهتر شناخت که از دیدگاه سه نسلی بررسی شوند زیرا الگوهای روابط میان فردی ، اعضای خانواده را در طول چند نسل مرتبط می کنند.بوون معتقد است بسیاری از مشکلات خانوادگی به این خاطر روی می دهدکه اعضای خانواده خود را از لحاظ روان شناختی از خانواده پدری مجزا نساخته اند. این امر در واقع نقطه مشترک خانواده هایی است که یک یا هر دو والد هنوز پایبند خانواده شان هستند و در تعیین روابطشان با همسر خود لازم است آن را مد نظر قرار دهند .به عبارت دیگر این والدین هنوز بخشی از« توده خود» یا «نظام هیجانی» خانواده پدریشان هستند.درمان از نظر بوئن اساساً ترغیب خانواده خصوصاً والدین به کشف و انطباق روابطشان با والدین و همه افراد خانواده گسترده است. ازجمله مفاهیم کلیدی او مفاهیم تمایز بین خود مثلث بندی هستند . .( بارکر, 1375)

مفهوم تمایز یافتگی توسط موری بوون، یکی از خلاق ترین متفکران حوزه ی خانواده درمانی، ارائه شده است. او معقتد است که مشکلات جاری خانواده، منعکس کننده ی مسائل حل نشده ی خانواده ی اصلی است و این مسائل حل نشده ممکن است به صورت الگوهای رفتاری منطبق بر نشانه های بیماری بروز کند. بوون، خانواده را به عنوان یک «واحد عاطفی» معرفی می کند که دارای شبکه ای از ارتباط های درهم تنیده است و زمانی می توان آن را بهتر درک کرد که در یک چهار چوب چند نسلی یا تاریخی مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد. از طرفی اضطراب مزمن به عنوان جزء لاینفک همه ی سیستم های زنده در این واحد عاطفی نیز با درجات مختلف، بسته به موقعیت خاص خانواده و ملاحظه های فرهنگی حضور دارد.   بوون معتقد است در جامعه ی انسانی نوعی « نیروی زندگی» که از ریشه ای غریزی برخوردار است، کودک رو به رشد را به شخصی برخوردار از عواطف مجزا تبدیل می کند که می تواند به تفکر، احساس یا عمل بپردازد. در واقع، این نیرو، نیرویی است که افراد را به سمت «تمایزیافتگی» سوق می دهد. هم زمان نیروی دیگری که آن هم ریشه ی غریزی دارد، کودک و خانواده را به حفظ پیوندهای عاطفی یا «باهم بودن»] سوق می دهد. در نتیجه ی این نیروهای تعادلی، هیچ کس به جدایی عاطفی کامل از خانواده دست نخواهد یافت؛ لیکن از لحاظ مقدار تمایزی که هر فرد به دست می آورد، تفاوت های قابل ملاحظه ای وجود دارد. همچنین از لحاظ استقلال عاطفی ای که فرزندان متعلق به یک خانواده به آن می رسند نیز اختلاف هایی وجود دارد (گلدنبرگ، 2000).   درون خانواده، درگیر و دار چالش بین نیروهای معطوف به با هم بودن و تمایزیافتگی، اضطراب پدیدار می شود. اگر با هم بودن غلبه کند، خانواده به سوی کارکرد عاطفی بیشتر رهنمون می شود و خودمختاری فردی کاهش می یابد. در نتیجه ی کاهش خودمختاری، اضطراب مزمن در فرد افزایش می یابد. بوون، اضطراب مزمن را ریشه ی مهم تمام آسیب شناسی ها می داند و معتقد است با اینکه بیشتر افراد، خود را با اضطراب حاد، در دوره ی زمانی کوتاه تطبیق می دهند، با این حال، اضطراب مزمن در درازمدت، به بروز نشانگان بیماری می انجامد .

بوون در آغاز کارش مفهوم «خودجمعی نامتمایز خانواده» را برگرفته از مفاهیم روان تحلیل گری برای توضیح مفهوم « به هم چسبیدگی» عاطفی خانواده ابداع کرد؛ وضعیتی که در آن «نوعی وحدت عاطفی مشترک در تمام سطوح وجود دارد». گاه نزدیکی عاطفی به قدری شدید است که اعضای خانواده احساس می کنند از احساسات، افکار، تخیل ها و رویاهای یکدیگر باخبرند؛ که البته این صمیمت می تواند به حالت ناخوشایند نزدیکی مفرط و در نهایت طرد متقابل بین دو عضو ختم شود.   بوون، مفهومی را که در آغاز، به زبان روانکاوی، «خودجمعی نامتمایز خانواده» نامید، بعدها به زبان نظریه ی سیستم ها تحت عنوان «هم آمیختگی- تمایزیافتگی» تعریف کرد. هر دو اصطلاح موید این مطلب است که بلوغ و تحقق فرد، نیازمند آن است که او از وابستگی های عاطفی حل نشده ی خانواده ی اصلی اش رهایی یابد (گلدنبرگ، 2000).

واژه­ی تمایز یافتگی بیشتر به یک فرآیند اشاره دارد تا یک هدف قابل حصول؛ فرآیندی که فرد با حرکت در مسیر آن می تواند، به تدریج به استقلال و وابستگی سالم دست یابد و خود را از اضطراب مزمن و رنج های غیرضروری است.   سطح تمایز یافتگی هر فرد به بهترین صورت، در موقعیت های استرس زای خانواده قابل مشاهده است و درجه ای که فرد قادر است علی رغم اضطراب شدید در خانواده، رفتارش را منطبق بر اصول صریح و اندیشمندانه کنترل کند، میزان تمایزیافتگی او را نشان می دهد. .

مثلث خانوادگی، عامل متعادل کننده ی یک سیستم عاطفی است. در خلال دوره های مختلف زندگی خانواده، زمانی که سطح اضطراب پایین و شرایط بیرونی آرام است. سیستم دو نفره یا « واحد دوتایی» می تواند به تبادل متقابل و آسوده احساسات مبادرت ورزد. اما وقتی اضطراب به دلیل فشارهای روانی درونی یا بیرونی در یک سیستم دوتایی به سطح معینی می رسد، شخص سومی ( که به طور معمول نسبت به سایر افراد آسیب پذیر است) وارد رابطه می شود و بدین ترتیب نقش، از رابطه ی دوتایی به رابطه ی سه تایی منتقل می شود (ثنایی، 1378). مثلث ها در خانواده تهدیدی جدی برای تمایز یافتگی اعضا محسوب می شوند.   همچنین ، والدینی که در سطوح پایین تمایز یافتگی قرار می گیرند، به طور معمول در موقعیت های استرس زا، فشار روانی خویش را به فرزندی که از بقیه تمایز نایافته تر است منتقل می کنند که به این فرآیند، «فرآیند فرافکنی خانواده می­گویند. ).

روش متعارف بوون برای خانواده درمانی عبارتند است از:   کار با سیستمی متشکل از دو فرد بزرگسال به علاوه خود فرد. حتی زمانی که بیمار معلوم، یکی از کودکان خانواده بود، بوون از والدین می خواست که این موضوع را بپذیرد که مشکل اساسی در آن دو نفر است؛ یعنی، سیستم عاطفی خانواده و بیمار معلوم منبع مشکل آن ها به شمار نمی آید. ).

بوون خود را در قالب پژوهشگری عینی می دید که هدفش کمک به افراد خانواده از طریق ارزیابی و درک شیوه های ارتباطی آن ها در درون خانواده بود. درمانگران بوونی مانند یک مربی و مشاهده گر خنثی عمل می کنند. دلیل ایفای نقش خنثی و عینی این درمانگران، جلوگیری از درگیر شدن در ائتلاف ها و مثلث سازی های خانواده است. مشاور یا درمانگری که با یک خانواده تمایزنایافته کار می کند باید مراقب باشد که به درون سیستم عاطفی خانواده کشانده نشود و در سراسر دوره ی درمان، از جذب شدن در مشکل خانواده، جانبداری در مشاجره های خانوادگی یا احساس هم دردی مفرط نسبت به یک عضو یا عصبانیت از عضوی دیگر پرهیز کند.   اگر با سیستم عاطفی خانواده هم آمیخته می شود، یا اجازه می دهد که در مورد تعارض های خانواده با او مثلث سازی کنند، یا اضطراب خانواده بر وی چیره می شود، ممکن است تاثیری تفرقه انگیز بر عملکرد خانواده داشته باشد و در نتیجه قادر نباشد میان اعضای خانواده تمایزیافتگی بیشتری به وجود آورد. با اینکه لازم است خانواده متقاعد شده باشد که درمانگر به آن ها اهمیت می دهد و همچنان به آن ها علاقه خواهد داشت، او باید در برابر کوشش هایی که به منظور درگیری عاطفی وی صورت می گیرد، مقاومت کند.   بوئن پس از هدایت مراجع برای تمایز یافتگی، از او انتظار داشت که به خانواده ی اصلی خود رجوع کند و با والدین خود دیدارهای مکرری داشته باشد. برقراری مجدد تماس با خانواده ی اصلی، گام مهمی برای کاهش اضطراب باقی مانده ی مراجع در اثر گریز عاطفی است. همچنین این کار به لحاظ مثلث زدایی اعضای آن خانواده و در نهایت، دستیابی به تمایز یافتگی خود، بدون درگیر شدن با موضوع های فلج کننده ی گذشته و حال اهمیت دارد (گلدنبرگ 2000 )

بحث ونتیجه گیری:

بوون مبدع نظریه های نظام های خانواده است.خانواده رایک واحدعاطفی وشبکه ای ازروابط بهم تنیده میپنداردکه وقتی میتوان آن رابهتر درک کردکه از چارچوب چندنسلی یاتاریخی آنراتحلیل کرده باشیم.رویکرد نظری او و اقدامات درمانی همراه آن به مثابه پلی است بین رویکردهای روان پویشی که بررشدوتحول خویشتن مباحث بین نسلی و اهمیت گذشته تاکید میورزند

 

4- نظریه سیستمی میلان:

خلاصه:

به طور خاص رویکرد میلان راههای مفیدی برای پرداختن به سیستمهای معنایی پیچیده و غالباً متضاد که افراد به کنشهای خود نسبت  .می دهند ، ارائه کرد . این رویکرد به قدرت سیستمهای اعتقادی توجه داشت که هم افراد و هم خانواده ها ممکن است در طول زمان اسیر آنها باشند یا عامل شکوفایی آنها محسوب شود . این رویکرد روشی ارائه نمود که درک فرآیندهای بین نسلی ناآگاهانه که روابط خانوادگی را در طول زمان کنترل می کنند ، را به یک رویکرد سیستمی در مورد تغییر قواعد پنهان در الگوهای ارتباطی تعاملی جاری خانواده ها پیوند می دهد

مقدمه:

. روش رسمی که رویکرد میلان برای کارگروهی و برای تفکر سیستمی درباره وضعیت های دشوار بالینی به متخصصان ارائه کرد – یعنی استفاده مداوم از فرضیات برای هدایت سوالات درمانگر ، بررسی چرخه ای و نفوذ متقابل در فرایند درمانی و نیز در فرایند خانواده ، و اندیشه بی طرفی درمانگر نسبت به اعضا خانواده – همه در حوزه خانوادگی سه نسلی ایتالیایی ریشه دارد به چگونگی سازمان یافتن هویت خانواده پیرامون معانی ای که غالباً بدون بررسی به ارث می رسند ، می پردازد .

همچنین توجه درمانگران را به اسطوره های خانوادگی به عنوان نیرویی قدرتمند در زندگی درونی خانواده ها بازگزداند . تاکید بر زمینه سازی به عنوان عامل اصلی در تعریف معانی موجود در الگوهای روابط خانوادگی ، استفاده از سوالات مستقیم و غیر مستقیم برای روشن کردن منظور و تحریک کنجکاوی خود اعضای خانواده درباره ماجرا تاکید بر چرخه ای بودن فرایند های نفوذ متقابل را که به وضوح از رشته جداگانه رشد کودک به وجود آمده اند ، نیز مدنظر قرار دادند و راهی به درمانگران نشان دادند که بدون تحریک احساسات شخصی در مورد سوء استفاده از قدرت و شخصیت درمانگر ، در الگوهای پیچیده خانوادگی مداخله نمایند .
همچنین لذت و فایده کار گروهی در تکامل این الگو به عنوان کمکی در کار  با خانواده ها تأثیر تعیین کننده ای داشته است بیشترین ارزش کارگروهی هنگام کار با خانواده هایی است که قدرت پیوند آنها بیش از آن است که یک درمانگر تنها بتواند میان آن ها فرق بگذارد . بهرحال ، این الگو با تشویق درمانگران به اینکه همیشه در رابطه با وضعیتهای دشوار بالینی چند موقعیت متفاوت را در نظر بگیرند نوعی آزادی ایجاد کرده ( ریمرز2000 که سهم خاصی در کمک به درمانگران داشته است و صرف نظر از اینکه به یک گروه دسترسی دارند یه نه ، کار مفیدی انجام دهند . (بارنس 1383 ، ص 65-67 )

بحث ونتیجه گیری:

چهارمین تاثیر عمده برنحوه امیزش کارنظری وبالینی ازرویکردمیلان حاصل شد.که دردهه 1970توسط چهارروانکاو ایتالیایی بنیانگذاری شدوانهابرای توسعه کارگروهی اصولی گردهم امده بودند.این رویکردچهارچوبی ارائه میکندکه درانهامیتوان ادراک روان پویشی وبین نسلی رابارویکردسیستمی درکارباخانواده ها امیخت.

 

 

5-جی هی لی:

تاکید عمده خانواده درمانی استراتژیک ، انعطاف پذیری آن به عنوان ابزار مهم کار با انواع  خانواده های مراجعه کننده است . کاربرد این رویکرد در درمان خانواده ها و اعضایشان که رفتارهای ناکار سازی از قبیل بهم تنیدگی ، اختلالات خوردن و سوء مصرف مواد نشان می دهند موفقیت آمیز بوده است دومین تاکید خانواده درمانی استراتژیک این است که اکثراً درمانگرانی که خارج از این رویکرد عمل می کنند ، اکنون قویاً معتقدند که تغییر واقعی در سطح فردی و دوتایی ممکن است و همیشه نیاز نیست که کل سیستم در تغییر مرتبه پایین تر درگیر شوند . تغییر اساسی را می توان بدون درگیر شدن کل سیستم  در جلسات درمان ایجاد کرد . بنابراین فرصت ها برای کسب نتایج مطلوب افزایش پیدا می کند سومین تاکید خانواده درمانی استراتژیک ، تمرکز روی نوآوری و خلاقیت است . چهارمین تاکید خانواده درمانی استراتژیک سهولت استفاده از آن همراه با سایر درمانها به ویژه مکاتب خانواده درمانی ساختی و رفتاری است .
دلیل دیگری که درمان استراتژیک غالبا با سایر رویکردها ترکیب می شود یکی از مروجان همکار آن یعنی جی هی لی است که در زمینه ساختی در کلینیک راهنمایی کودک در فیلادلفیا کار می کند
دلیل دیگرتمرکز خانواده درمانی رفتاری بر تعریف ، تصریح وتغییر دادن الگوهای تعاملی خاص به روشی موازی با رویکرد استراتژیک است .
یک جنبه از خانواده درمانی استراتژیک که آن را ازسایر رویکرد متفاوت می سازد تمرکز آن بر یک مشکل است . این کیفیت که به ویژه در نخستین گروه MRI آشکاراست در اوایل تکامل خانواده درمانی استراتژیک آن را از سایر روشهای خانواده درمانی جدا کرد . در اصل این رویکرد به خانواده کمک می کند که در برخورد با مشکل معلوم به سرعت و با کارآرمد ی منابع اش را تنظیم کند . بعضی از مدل های خانواده درمانی استراتژیک از قبیل آنهایی که هی لی توصیه می کند بر فنون قدرتمند و خبره بودن درمانگر تاکید می کند . جملگی بر خلاقیت درمانگر در یافتن راه حل برای خانواده تاکید می ورزد . ( گلادینگ ، 1382 ،281 -283 )

سخن پایانی:

توجه به مطالب ارائه شده در سطور بالا  خانواده درمانی مجموعه ای از نظریات نزدیک به هم است که توسط گروهی از درمانگران دهه 50 19پایه ریزی شد هرچند بین این درمانگران تفاوت فاحشی در نظریات وجود ندارد ولی با توجه به بعضی از افتراقات آنها را می توان در چهار گروه طبقه بندی نمود که شامل سیستمهای کلی ،خانواده درمانی ساختی،خانواده درمانی استراتژیک و نظریه درمان سیستمی بوئنی می باشد  آنچه از این رویکرد قابل ذکر است  اینکه این رویکرد نسبت به دیگر رویکردها جدید تر  به نظر می رسد تا جای که عده ای از روان درمانگران آن را «نیروی چهارم» نیز قلمداد نموده اند  .هر چند  پایه آن بر اساس رویکردهای قدیمی از جمله روان پویایی ،مشاوره زناشویی و درمانهای گروهی نهفته است .در این رویکرد بر خلاف دیگر رویکردها که عموماً بر خود فرد تکیه دارند فرد را در درون سیستم خانواده در نظر گرفته و اظهار می دارند که منشاء بد کارکردهای فرد در درون خانواده نهفته است و تا زمانی که سیستم خانواده درمان نشود، درمان فرد به تنهایی کارساز نیست، و به عبارتی، رویکرد ی دیگردرون فردی درحالی که این رویکرد بین فردی است . تنوع روشهاو فنون  درمانی که بسته به نوع رویکرد متفاوت می باشد شاید بتوان یکی از نقاط قوت آن را بر شمرد ،از طرف دیگر این رویکرد در جامعه ما (ایران)نسبت به دیگر رویکردها تا حدودی مهجور مانده که شاید کمبود منابع مطالعاتی و متخصصین یکی از دلایل آن باشد که امید می رود در سالهای آتی این کمبودها مرتفع گردد و با توجه به مشکلات روبه تزاید جوامع صنعتی و تغییر بافت خانواده ها و مشکلات ناشی از آن نیاز جامعه ما را به حضور متخصیصین در این زمینه دو چندان می کند.

فهرست منابع و مؤاخذ:

1.اشرف السادات موسوی (1383).خانواده درمانی کاربردی با رویکرد سیستمی . چاپ دوم ناشر دانشگاه الزهرا

2.  ایرنه گلدنبرگ-هربرت گلدنبرگ (1382).خانواده درمانی مولفان مترجمان حمید رضا شاهی –دکتر سیامک نقشبندی الهام ارجمند  نشر روان س

3- بارنس ، گیل گوریل ، (1383 ) خانواده درمانی در گذز زمان . ترجمه . فریده عباسی دلوئی
( مشهد : انتشارات ارسطو ) چاپ اول . .

4- جرالد کری (1387).نظریه و کار بست مشاوره و روان درمانی . .ترجمه ،یحیی سید محمدی انتشارات ارسباران چاپ دوم

5-جرالد کوری .مورد پژوهی در مشاوره و روان درمانی ..مترجمان ،عبدالله شفیع آبادی ،بی تا حسینی .انتشارات جنگل .1386

6-جیمزاو.پروچسکا-جان .سی. نورکراس (1385).نظریه های روان درمانی ..ترجمه ،یحیی سید محمدی انتشارات رشد

7-جی هی لی( 1380). روان درمانی خانواده ترجمه دکتر باقر ثنایی انتشارات امیر کبیر.
8-گلادینگ ، ساموئل ، ( 1382 ) خانواده درمانی ( تاریخچه ، نظریه ، کاربرد ) ترجمه : فرشاد بهاری و همکاران . ( تهران : انتشارات تزکیه ) چاپ اول .
9-گلدنبرگ ، ایرنه – گلدنبرگ ، هربرت ، ( 1385 ) خانواده درمانی .
ترجمه : حمید رضا حسین شاهی برواتی و همکاران ( تهران : نشر روان ) چاپ دوم .

10-فیلیپ بارکر (1375).خانواده درمانی پایه ..مترجمان محسن دهقانی ،زهره دهقانی .انتشارات رشد)
11-مینو چین ، سالوا دور ( 1373 ) خانواده و خانواده درمانی . ترجمه : باقر ثنائی
تهران : انتشارات امیر کبیر چاپ چهارم .
12- نظری ، محمد علی ( 1386 ) مبانی زوج درمانی و خانواده درمانی ، تهران : نشر علم ، چاپ اول

منابع لاتین:

 E Dawn . O .Braithwaite Leslie A .Baxer .SAGA ngagingTtheories in Family Communication Multiple Perspectives Editors Publications 2006

[ چهارشنبه 29 آبان‌ماه سال 1392 ] [ 02:18 ب.ظ ] [ سهیلا ]

[ 1 نظر ]